گذار وعده زندگی جدیدی را داد: چرا از آن پشیمانم

خلاصه کامل ویدیو

کتی کوبلنتز، که در یک خانواده کاتولیک در ماساچوست بزرگ شد، سفر خود را به سوی بازگشت از تغییر جنسیت به دوران کودکی بازمی‌گرداند، زمانی که به اسباب‌بازی‌های پسرانه، ورزش و مرد عنکبوتی گرایش داشت و از پوشیدن لباس‌های دخترانه و کارهای هنری اجتناب می‌کرد. بلوغ ناراحتی او را تشدید کرد، اما به جای اینکه آن را به عنوان ناراحتی طبیعی نوجوانی تفسیر کند، کتی شروع به "پایین رفتن به چاله‌ای از LGBT" کرد، ابتدا خود را بی‌جنسیت، سپس لزبین و در نهایت به عنوان یک مرد تراجنسیتی شناسایی کرد، پس از تماشای ویدئوهای تغییر جنسیت در یوتیوب که وعده می‌دادند تستوسترون و جراحی سینه افسردگی و دیسفوریا را درمان می‌کنند. در هجده سالگی بدون مراجعه به روان‌درمانگر به یک کلینیک جنسیتی در بوستون رفت، پس از یک گفتگوی ۴۵ دقیقه‌ای که علاقه‌اش به نجوم و مرد عنکبوتی در کودکی را به عنوان شواهدی ذکر کرد، تشخیص دیسفوریای جنسیتی در همان روز دریافت کرد و با نسخه تستوسترون از آنجا خارج شد. یک سال بعد تحت عمل جراحی دوبل ماستکتومی قرار گرفت؛ چهار سال بعد، در سن بیست و چهار سالگی، هیسترکتومی انجام داد که به جراحی اورژانسی و سه انتقال خون ختم شد، زیرا یک شریان قطع شده باعث خونریزی شدید داخلی شده بود. در طول هفت سال مصرف تستوسترون، کتی به عنوان "کادن" زندگی می‌کرد و چنان قانع‌کننده بود که دوستانش فکر می‌کردند افشای او مبنی بر اینکه از نظر بیولوژیکی زن است، یک شوخی است. او ابتدا احساس سرخوشی ناشی از استروئید را تجربه کرد—صدای بم‌تر، عضلات بزرگ‌تر، انرژی بی‌حد و مرز—اما در نهایت درد شدید شکمی ناشی از کوچک شدن رحم به دلیل تستوسترون را تجربه کرد که منجر به هیسترکتومی شد. علیرغم "موفقیت" ظاهری، او هرگز از سرویس‌های بهداشتی مردانه استفاده نکرد و تمام روز خود را حول سرویس‌های بهداشتی تک‌کابینه برنامه‌ریزی می‌کرد تا از ناهماهنگی که در درون احساس می‌کرد اجتناب کند. پس از هیسترکتومی، در حالی که هنوز در حال بهبودی بود، پس از یک آرایش موی مردانه جدید، در آینه نگاه کرد، فقط یک زن مثله‌شده را دید و به گریه افتاد. با گوش دادن به پادکست Bible-in-a-Year و مفسر محافظه‌کار مت والش، او شروع به زیر سوال بردن ایدئولوژی‌ای کرد که زندگی خود را بر آن بنا کرده بود. یک دوست نزدیک از او پرسید: "اگر مجبور بودی برای همیشه انتخاب کنی—کتی یا کادن؟" و او بلافاصله پاسخ داد "کتی"، که باعث شد او مصرف تستوسترون را به طور ناگهانی قطع کند، به یک کشیش لوتری اعتراف کند و فرآیند دشوار بازگشت از تغییر جنسیت را آغاز کند. بازگشت از تغییر جنسیت بسیار سخت‌تر از تغییر جنسیت بود: هیچ راهنمایی از سوی کلینیک وجود نداشت، سینه‌های او هرگز دوباره رشد نمی‌کردند و او شش ماه بدون هورمون را تحمل کرد تا اینکه یک ارائه‌دهنده خدمات سلامت زنان پیدا کرد که مایل به تجویز استروژن بود. بازگشت قانونی نام و مدارک او سال‌ها طول کشید و با مقاومت بوروکراتیکی که زمانی که او "کادن" شده بود وجود نداشت، پیچیده شد. او از دست دادن باروری، عدم توانایی در شیردهی و موهای صورت و آسیب صدا که همچنان باقی مانده است، غمگین است، اما خود را خوش‌بخت می‌داند که از هر دو سوء‌رفتار پزشکی و ناامیدی روحی جان سالم به در برده است. کتی اکنون با کشیشان و والدین صحبت می‌کند، از آنها می‌خواهد که جوانان مشکل‌دار را در حقیقت و هویت تعمیدی خود محکم کنند، سوالات عمیقی درباره اینکه "تغییر جنسیت کامل" واقعاً چگونه به نظر می‌رسد بپرسند و درها را باز نگه دارند بدون اینکه دروغ‌ها را تأیید کنند. او دعا—به ویژه شفاعت یک گروه دعای ناشناس که مادربزرگش بسیج کرده بود—و کتاب مقدس را برای "لحظه آینه" که او را به خودش بازگرداند، سپاسگزار است. امروز، کتی که با آرامش لباس‌های زنانه می‌پوشد و با یک دانشجوی الهیات لوتری که هنگام به اشتراک گذاشتن شهادت خود با او آشنا شد، ازدواج کرده است، از داستان خود برای هشدار دادن به خط لوله بی‌درز از ناراحتی پسرانه تا جراحی‌های غیرقابل بازگشت استفاده می‌کند و امید می‌دهد که حتی پس از از دست‌دادن‌های عمیق، بهبودی و تمامیت ممکن است.