زنده ماندن از سوء رفتار جنسیتی: داستان دترنزیشن برایان

خلاصه کامل ویدیو

برایان، مرد ۳۱ ساله‌ای که از تغییر جنسیت خود بازگشته و اهل شهرستان لس‌آنجلس است، دهه‌ای پر فراز و نشیب را توصیف می‌کند که با زورگویی‌های دوران کودکی، طرد شدن از سوی پدر به دلیل همجنس‌گرایی و افزایش مصرف مواد مخدر آغاز شد. تا زمان دانشگاه، او به مصرف متامفتامین، آدرال و جی‌اچ‌بی معتاد شده بود و همزمان به تماشای پورنوگرافی‌های افراطی‌تر، از جمله محتوای «سیسی» که مصرف استروژن را تشویق می‌کرد، روی آورده بود. غرق در کلاس‌های جامعه‌شناسی چپ‌گرا، او شروع کرد به تفسیر انزوای اجتماعی، تمایلات جنسی ناشی از مصرف مواد و نفرت از خودش به عنوان نشانه‌ای از این که «زنی است در بدن یک مرد». بعد از پیدا کردن یک درمانگر جنسیتی از طریق یوتیوب، برایان می‌گوید که در اولین جلسه، اعتیاد، افکار خودکشی و عادت‌های پورنوگرافی خود را مطرح کرد. به جای بررسی این مسائل، درمانگر—که برایان او را «یک فعال جنبشی که اتفاقاً درمانگر هم بود» توصیف می‌کند—بلافاصله هویت تراجنسیتی او را تأیید کرد، تستوسترون را «زهر» نامید و در عرض چند روز نام پزشکانی را به او داد که هورمون تجویز می‌کردند. او بعدها اولین دوز استرادیول را به برایان تزریق کرد، او را به گروه‌های حمایتی تراجنسیتی‌ها دعوت کرد و به مادرش هشدار داد که تغییر جنسیت «مسئله مرگ و زندگی» است. برایان پس از مشاوره کوتاهی با یک متخصص غدد در هالیوود، هورمون‌ها را دریافت کرد، شروع به معرفی خود به عنوان «برایانا» کرد و سال‌ها از سرویس‌های بهداشتی، رختکن‌ها و مراکز ترک اعتیاد زنان استفاده کرد، در حالی که همچنان مصرف مواد را ادامه می‌داد. پس از چهار دوره ترک اعتیاد، بالاخره هوشیاری به او بازگشت. برایان می‌گوید که با ذهنی روشن، دیسفوریای جدیدی در جهت مخالف احساس کرد: او هویت مردانه خود را از دست داده بود، از خطاب شدن با عنوان «خانم» ناراحت بود و متوجه شد که استروژن باعث تحلیل اندام تناسلی او شده و سطح هورمون‌هایش را «بالاتر از یک زن باردار» قرار داده است. در فوریه ۲۰۲۳، او به طور قانونی نام اصلی خود را بازگرداند، موهایش را کوتاه کرد و روند بازگشت از تغییر جنسیت را آغاز کرد. او اکنون نگران ناباروری دائمی است و با نوسان سطح هورمون‌ها به دلیل پلت‌های استروژن با اثر طولانی‌مدت دست و پنجه نرم می‌کند، که به نظر می‌رسد هیچ پزشکی قادر به خنثی‌سازی سریع آن نیست. در بازتاب این تجربه، برایان افسوس می‌خورد که هیچ پزشکی از او نخواست شش ماه هوشیار بماند یا قبل از تجویز داروهای تغییردهنده زندگی، به درمان آسیب‌های روانی‌اش بپردازد. او از والدین، درمانگران و جوانان می‌خواهد که «مراقب باشند چه آرزویی می‌کنند» و هشدار می‌دهد که هورمون‌ها «مثل امتحان کردن یک مارک جدید کفش نیستند». او از ارزیابی روانشناختی دقیق، نظارت مالیات‌دهندگان بر بودجه تغییر جنسیت و حفظ فضاهای تک‌جنسیتی حمایت می‌کند و تأکید می‌کند که داستان او تنها یکی از مواردی است که با تلاش بازگشت‌کنندگان از تغییر جنسیت برای جبران پزشکی و حقوقی، رو به افزایش است.