سیزده ساله بودم که مرا روی استروژن گذاشتند
در ۱۳ سالگی، تشخیص اشتباه داده شدم، استروژن تجویز شد و با درد مزمن، رشد متوقف شده و سینهها مواجه شدم. پزشکان پروندهها را جعل کردند و مادرم را تهدید کردند. هیچ کودکی نباید مانند من پزشکیسازی شود.
نمای کلی
جانی اسکینر ۱۳ سال داشت که پزشکان در میشیگان او را اشتباه تشخیص دادند و او را تحت درمان استروژن قرار دادند، که آغاز هشت سال انتقال پزشکی بود که منجر به درد مزمن، رشد ناقص و توسعه غیرقابل بازگشت سینه و باسن شد. اکنون در ۲۲ سالگی، او توضیح میدهد که چگونه پزشکان اوتیسم او، آسیبهای مذهبی و سوءاستفاده جنسی را نادیده گرفتند، پروندهها را جعل کردند و مادرش را تهدید کردند تا این روند را به زور پیش ببرند، و او را بدون هیچ راهحل قانونی جز صحبت کردن رها کردند.
خلاصه کامل ویدیو
جانی اسکینر، که اکنون ۲۲ سال دارد، روایت میکند که چگونه تمام دوران نوجوانی خود—هشت سال—را به عنوان یک دختر تراجنسیتی زندگی کرد پس از اینکه پزشکان در سن ۱۳ سالگی او را تحت درمان استروژن قرار دادند. جانی که در یک شهر کوچک روستایی در میشیگان بزرگ شده بود، پسری کلاسیکاً زنانه و مبتلا به اوتیسم بود که عاشق پرنسسهای دیزنی بود و به خاطر رفتارهایش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت. تربیت مذهبی متعصبانه و مسیحی او باعث شد که جذبش به مردان را گناه بداند و تا زمان بلوغ، به طور اجباری دعا میکرد، از آینهها دوری میکرد و متقاعد شده بود که بدنش خود مشکل است. وقتی او با یوتیوبرهای تراجنسیتی مانند جاز جنینگز و گیگی گورژوس آشنا شد، به نظر میرسید که آنها راهی برای پذیرش ارائه میدهند که کلیسا و خانوادهاش هرگز این کار را نکرده بودند. در سن ۱۳ سالگی، مادر جانی او را به جلسهای برد که فکر میکردند یک مشاوره معمولی در دانشگاه میشیگان است؛ اما یک درمانگر جنسیتی و یک متخصص غدد بلافاصله انتقال پزشکی را به عنوان تنها جایگزین خودکشی مطرح کردند. درمانگر به مادر جانی هشدار داد که اگر هویت زنانه او را تأیید نکند، دولت—جانی به دلیل سوء استفاده پدری تحت سرپرستی دولت بود—میتواند او را از خانه خارج کند. بدون اینکه هرگز اوتیسم، وسواس مذهبی یا تجربیات جنسی دوران کودکی او را بررسی کنند، پزشکان ابتدا او را با یک "اختلال غدد درونریز مرتبط با بلوغ" ساختگی تشخیص دادند تا بیمه هورمونهای جنسی متقابل را پوشش دهد، و سپس یک سال بعد با دیسفوریای جنسیتی تشخیص دادند. در قد ۵ فوت و ۷ اینچ، او همچنین با "قد بلند" تشخیص داده شد و استروژن اضافی به او داده شد تا صفحات رشدش بسته شود و او را یک اینچ کوتاهتر از حد پیشبینی شده باقی گذاشت. در طول این مدت، پزشکان مادر جانی را از اتاق خارج میکردند تا گفتگوهای طولانی خصوصی با او داشته باشند، مقالاتی درباره شرایط بینجنسیتی برای او ایمیل میکردند و از حضور او در مدرسه تا "تکمیل انتقال" جلوگیری میکردند. تأثیرات جسمی شدید بود. در عرض چند ماه پس از شروع استروژن، جانی دچار گرگرفتگی، اسپاسم عضلانی، بیاختیاری ادرار و خون در ادرار شد؛ یک متخصص اورولوژی خارجی بعداً یک زخم غیرقابل توضیح در دیواره مثانه او پیدا کرد. مسدودکنندههای بلوغ (هیسترلین کاشته شده) باعث اسپاسمهای روزانه "چارلی هورس" شدند که به قدری شدید بود که او در راهروها از حال میرفت و مجبور شد دوباره در خانه تحصیل کند. رشد جنسی او مختل و دردناک بود: نعوظها "مانند شیشه شکسته" احساس میشدند و او از بافت سینهای که رشد کرده بود شیر ترشح میکرد. در سن ۱۶ سالگی، او تحت درمان پروژسترون قرار گرفت با ادعای نادرست که این کار از سرطان جلوگیری میکند. پزشکان همچنین جانی ۱۳ ساله و مادرش را به یک فروشگاه سکس—که او اشاره میکند به همان ساختمان کودکان متصل بود—فرستادند تا فرمهای سینه سیلیکونی و لباسهای فتیش خریداری کنند، تجربهای که او آن را آسیبزا توصیف میکند و هرگز تکرار نشد. در طول این مدت، پروندههای پزشکی پاکسازی شدند؛ پزشکان نوشتند که جانی "خوشحال" است، میخواهد منحنیهای بیشتری داشته باشد و حتی تمایل به قطع اندام تناسلی خود ابراز کرده است—هیچ کدام از اینها که او میگوید درست نیست. تا پایان سال ۲۰۲۳، جانی که سرخورده و از نظر جسمی تحلیل رفته بود، پروندههای لو رفته WPATH را خواند و متوجه شد "همه چیزهایی که به من گفته شده بود دروغ بود." او تمام هورمونها را بین دسامبر ۲۰۲۳ و ژانویه ۲۰۲۴ قطع کرد و ماهها علائم ترک شبیه یائسگی را تحمل کرد: تعریق شدید، تورم غدد لنفاوی، خستگی شدید و ناپایداری احساسی. یک سال و نیم بعد، تستوسترون او به آرامی در حال بازگشت است، موهای صورت در حال ظاهر شدن هستند و نعوظها دیگر دردناک نیستند، اگرچه او هنوز بافت سینه، باسن پهن و بدنی کوچکتر دارد که باعث پیچیدگی در روابط عاشقانه و جذب فتیشها میشود. از آنجا که قانون محدودیت زمانی برای سوء رفتار پزشکی در میشیگان دو سال با دوره کشف شش ماهه است، جانی هیچ راه حل قانونی ندارد؛ در عوض، او به طور عمومی صحبت میکند—اول در کنفرانس "زندگی نه با دروغ" Genspect در آلبوکرکی—تا به دیگران هشدار دهد و آنچه او "وزن اطلس" مینامد را بر زمین بگذارد، با امید به اینکه حقیقت خودش را حمل کند تا هیچ کودک دیگری آنچه او تحمل کرد را تجربه نکند.