ونوس برخاسته با مری: داستان بازگشت من
پس از یک گفتگوی ۱۵ دقیقهای که مرا به تستوسترون رساند، سینههایم، سلامتیام و دوستانم را از دست دادم. بدون هیچ پرسشی، بدون راه بازگشت. این مراقبت نیست—این آسیب است.
نمای کلی
مری، یک لزبین بدون تجربه دیسفوریای کودکی، توسط شبکههای اجتماعی متقاعد شد که عنوان «غیر باینری» با بیعلاقگیاش به آرایش همخوانی دارد. یک درمانگر جنسیتی در عرض چند دقیقه او را تأیید کرد؛ در کمتر از یک سال پس از مصرف تستوسترون—که تنها برای واجد شرایط شدن برای ماستکتومی تحت پوشش بیمه مصرف میشد—او تحت عمل جراحی غیرقابل بازگشت قرار گرفت. اکنون او با درد مزمن، ریزش موی دائمی، صدای کلفتتر و مصرف مادامالعمر داروهای قلبی زندگی میکند و به دیگران هشدار میدهد که تغییر جنسیت «بدترین اشتباه زندگیاش» بوده است.
خلاصه کامل ویدیو
مری، یک لزبین که هرگز در کودکی دچار دیسفوریای جنسیتی نبود، مسیر خود را به سمت انتقال پزشکی به زمانی ردیابی میکند که فیسبوک ۱۴۴ گزینه جنسیتی را معرفی کرد. از روی کنجکاوی، او به دنبال عبارت «غیر باینری» گشت، تصمیم گرفت که این برچسب به او میخورد چون از آرایش و لباسهای دخترانه خوشش نمیآمد، و یک درمانگر جنسیتی پیدا کرد. پس از دو سال انتقال اجتماعی و یک سال پوشیدن لباس مردانه—ایدهای که میگوید از یک برنامه تلویزیونی گرفته—وارد کلینیک شد و در اولین جلسهای که تنها چند دقیقه طول کشید، به او گفتند «بله، شما ترنس هستید»، از او خواستند که ضمیر و نام جدیدی انتخاب کند، و با نام مستعار مردانه «مار» از آنجا خارج شد. اگرچه او ابتدا قسم خورد که هرگز تستوسترون مصرف نکند، مری متوجه شد که بیمهاش نیاز دارد که یک سال از این دارو استفاده کند تا بتواند عمل دوبل ماستکتومی را تأیید کند. با احساس خودکشی و ناامیدی برای انجام عمل جراحی، او به یک کلینیک رضایت آگاهانه مراجعه کرد، افکار خودکشی خود را گزارش داد و همان روز با نسخه تستوسترون از آنجا خارج شد. در کمتر از یک سال و دو ماه، ماستکتومی را انجام داد؛ جراح به او هشدار داد که نوک سینههایش تمام حس خود را از دست خواهند داد، اما او ادامه داد. مری تستوسترون را «زشت» توصیف میکند: تعریق مداوم، درد بدن به دلیل توزیع مجدد چربی، احساسات تخت، ریزش مو، و در نهایت فشار خون و کلسترول بالا که او را مجبور به مصرف داروهای مادامالعمر کرد. او همچنین دچار مشکلات ادراری شد و میگوید صدایش به طور دائمی پایینتر شده است. پشیمانی مری تقریباً بلافاصله پس از جراحی ظاهر شد. در حالی که دیسفوریا و افکار خودکشی از بین رفتند، او اکنون معتقد است که این مسائل هرگز به درستی در درمان بررسی نشدند؛ احساس رهایی «مثل یک پوف» بود و به سرعت با این واقعیت جایگزین شد که «هیچ راه بازگشتی وجود ندارد». او دو سال زودتر میخواست تستوسترون را قطع کند، اما درمانگر جنسیتیاش او را منصرف کرد و اصرار داشت که این دارو «تو را آرام میکند». تنها پس از قطع ارتباط با آن درمانگر، خواندن تجربیات دترنزیشن در ردیت و توییتر، و تأمل در دوران قرنطینه کووید بود که او به تدریج تستوسترون را قطع کرد؛ اکنون حدود یک سال است که بدون هورمون است. دترنزیشن باعث شد مری دوستان ترنسشناس خود را از دست بدهد—بیشتر آنها او را ترنسهراس خواندند و ناپدید شدند—و اکنون با اتهامات آنلاین مبنی بر اینکه یک «گیاه» یا مرد است مواجه است. با این حال، او حمایت گستردهای در میان دترنزیشنها پیدا میکند و از شناسه توییتر خود @FANDAFLAMES استفاده میکند تا به دیگران، به ویژه زنان جوان، هشدار دهد که «قربانی فرقه ترنس نشوند». او از هر کسی که در مورد انتقال تردید دارد میخواهد که از رسانههای اجتماعی دوری کند، به دنبال درمانگرانی باشد که به جای تأیید، مقاومت کنند، و در مورد بلوکرهای بلوغ تحقیق کنند، که او آنها را غیرقابل بازگشت و مضر میداند. بزرگترین امید او این است که با به اشتراک گذاشتن هزینههای جسمی و عاطفی که پرداخته است، حداقل یک نفر را از شروع تستوسترون یا انجام جراحی بازدارد.