او از تغییر جنسیت بازگشت. حالا دولت اجازه نمیدهد دوباره آن را به حالت قبل برگرداند.
یک ساعت با یک درمانگر «تأییدکننده» من را در عرض چند ماه روی استروژن، مسدودکنندهها و میز عمل قرار داد. هشت سال بعد من دیابتی، ناتوان جنسی و هنوز از نظر قانونی زن هستم — هیچ راه بازگشتی وجود ندارد زیرا قانون قبل از اینکه متوجه شدم آسیب دیدهام، منقضی شده بود.
نمای کلی
لِوی هِیز، ۴۸ ساله، پس از تنها یک جلسهٔ درمانی یکساعته که در آن «دیسفوریای جنسیتی» بهسادگی تأیید شد، هشت سال را صرف گذار پزشکی کرد. او اکنون با آسیبهای دائمی زندگی میکند—آتروفی اندامهای تناسلی، بیماری متابولیک و افزایش وزن ۲۷۵ پوندی—و از نظر قانونی بهعنوان «زن» گرفتار شده است، زیرا میسوری برای بازگرداندن جنسیت درجشده در گواهینامهٔ رانندگیاش، ارائهٔ مدرک جراحی اندام تناسلی یا حکم دادگاه را الزامی میداند. شکایت او علیه درمانگر فلوریدایی که روند او را با شتاب پیش برد، رد شد چون مهلت قانونی طرح دعوا به پایان رسیده بود؛ مانعی که بیشتر افراد بازگشتکننده از گذار با آن روبهرو میشوند، زیرا بهطور متوسط درک آسیب پنج تا هشت سال زمان میبرد.
خلاصه کامل ویدیو
لِوی هِیز، هنرمند و نویسندهای ۴۸ ساله از مناطق روستایی کانزاس، هشت سال خود را تراجنسیتی میدانست و سپس از این مسیر بازگشت. او در این گفتوگو با «کت» از Transition Justice، مسیرش را از کودکیای روایت میکند که با تمسخر بهخاطر علاقهمندی به چیزهای «غیرپسرانه»—باربی، پری دریایی، تکشاخ، رنگ صورتی—همراه بود، تا دههها همجنسگراهراسیِ درونیشده، سوءمصرف مواد و گسستگی (دیسوسیشن) که ریشه در آزار جنسی و قلدری داشت. یک رویدادِ آسیبزا در بزرگسالی دوباره آن زخمها را فعال کرد و او که در موج افزایش دیدهشدن افراد ترنس در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ غوطهور شده بود، به این نتیجه رسید که «شاید من تراجنسیتی هستم». لِوی میگوید ظرف چند هفته پس از جستوجوی «درمانگر تأییدکننده»، تنها در یک جلسه یکساعته با مشاوری نشست که برایش «ناراحتی جنسیتی» تشخیص داد و نامهٔ توصیه صادر کرد. آن نامه یک «اثر دومینویی» به راه انداخت: استروژن، اسپیرونولاکتون، پروژسترون، دو ماه بعد جراحی زنانهسازی صورت، و تا مهٔ ۲۰۱۷ هم بزرگکردن سینه. او میگوید هیچکس سابقهٔ آزار، پویاییهای خانوادگی یا گسستگیاش را بررسی نکرد؛ این فرایند برایش شبیه «مکتراپی—سفارشدادنِ گذار با یک دورِ تأیید» بود. بازگشت از گذار پس از هشت سال رخ داد و جرقهاش تماشای مصاحبهٔ Soft White Underbelly با فردِ بازگشته از گذار «Shape Shifter» بود. لِوی آن لحظه را بیداری در سطح روح توصیف میکند: «تمام کاری که میکردم این بود که از همجنسگراییام فرار کنم.» او جراحیهای بیشتر را متوقف کرد، درمان را برای مواجهه با همجنسگراهراسیِ درونیشده آغاز کرد و وبلاگ «Living for Levi» را برای هشدار به دیگران راه انداخت. از نظر جسمی، اکنون با فشار خون بالا، دیابت مرزی، اختلال نعوظ، آتروفی آلت تناسلی و افزایش وزن ۲۷۵ پوندی (که حالا با رژیم غذایی و دوهای ۵ کیلومتری در حال معکوسکردن آن است) دستوپنجه نرم میکند. از نظر حقوقی، همچنان گیر کرده است: تغییر سیاست میسوری در ۲۰۲۴ برای بازگرداندن نشانگر جنسیت در گواهینامهٔ رانندگی، ارائهٔ مدرک جراحی تناسلی یا حکم دادگاه را لازم میداند، و بیمه فقط در صورتی هزینهٔ خارجکردن ایمپلنت را پوشش میدهد که او دوباره تشخیص «ناراحتی جنسیتی» بگیرد—طعنهای که آن را «پزشکی فستفودی» مینامد. شکایتی که او علیه درمانگر اولیهاش به هیئت بهداشت فلوریدا ارائه کرده بود، بهدلیل پایان یافتن مهلت قانونی پیگیری رد شد؛ مانعی که به گفتهٔ او بیشتر افراد بازگشته از گذار با آن روبهرو میشوند، چون میانگین زمان لازم برای پیبردن به آسیب، پنج تا هشت سال است. لِوی تجربهٔ خود را به تغییرات فرهنگی گستردهتر پیوند میزند: او استدلال میکند فضاهای الجیبیتی و رسانههایی که زمانی به همجنسگرایان خدمت میکردند، پس از برابری ازدواج «ترنسشویی» شدند و جوانان همجنسگرای آسیبپذیر—که اغلب تروما دیدهاند—را به سمت گذار سوق دادند. او مصادرهٔ ناسزای «کوئیر» را محکوم میکند و آن را «چندشآور» و نماد «ازدواج اجباری» میان LGB و TQ+ میداند. او در حالی که از فرمانهای اجرایی فدرال اخیر برای توقف گذار پزشکی کودکان استقبال میکند، نگران است فضای دوقطبیشده، افراد بازگشته از گذار و بزرگسالان ترنس را بدون مراقبتِ میانهرو و دلسوزانه رها کند. پیام او به دیگر بازماندگان: «شما ریشسفیدانِ این تجربهاید—داستانهایتان را بگویید تا بچهها مسیر ما را تکرار نکنند.»