فکر می‌کنی ترنس هستی؟ دوباره فکر کن!

جید در ۱۸سالگی به او اطمینان داده شد که تستوسترون به باروری‌اش آسیب نمی‌زند. سه سال بعد دچار کیست شد، کیسهٔ صفرايش را برداشتند، هر روز درد داشت—و خبری از بچه نبود. گذار پزشکی به او دروغ فروخت و آسیب مادام‌العمر به جا گذاشت.

نمای کلی

جید مارتین، ۲۳ ساله، کودکی دخترانه بود که پس از آن‌که غریبه‌هایی در اینترنت به او گفتند ناراحتی‌اش از بلوغ «دیسفوریای جنسیتی» است، در ۱۱ سالگی گذار اجتماعی را آغاز کرد. ظرف چند هفته پس از ۱۸ ساله شدن، یک پرستارِ «پلند پرنتهود»—که خودش ترنس بود—او را با تستوسترون شروع کرد، پس از آن‌که به‌اشتباه وعده داد این کار به باروری آسیب نمی‌زند. سه سال مصرف هورمون او را از نظر عاطفی بی‌حس، از نظر جسمی بیمار و در نهایت به سمت بازگشت از گذار سوق داد. او اکنون با درد مزمن، آسیب به صدا و از دست دادن کیسه صفرا دست‌وپنجه نرم می‌کند و هشدار می‌دهد که ناراحتی از بلوغ امری همگانی است، نه دلیلی قطعی بر ترنس بودن.

خلاصه کامل ویدیو

جید مارتین، دترنسیشنر ۲۳ ساله‌ای از کالیفرنیا، کودکی‌ای را توصیف می‌کند که از بیرون رؤیایی به نظر می‌رسید—او «دخترانه‌ترین دختری بود که می‌توانید تصور کنید»، شیفتهٔ پرنسس‌ها، عروسک‌ها و عاشقانه‌های افسانه‌ای—اما در درون با زورگویی شدید در مدرسه و وسواس فکری‌عملیِ درمان‌نشده‌ای همراه بود که حتی معلمان به‌جای کمک، او را بابتش تنبیه می‌کردند. بلوغ به‌طرز شوکه‌کننده‌ای در ۹سالگی از راه رسید و تمسخرهای بیشتری دربارهٔ بدنِ در حال تغییرش به دنبال داشت و احساس بیگانگی او را تقویت کرد. او که از همسالانش منزوی شده بود، در ۱۱–۱۲سالگی به اینترنت پناه برد؛ جایی که نوجوانان بزرگ‌تر و بزرگسالان در یوتیوب، تامبلر و اینستاگرام به او اطمینان می‌دادند ناراحتی‌اش از بدن و اضطراب اجتماعی‌اش نمونهٔ کلاسیک «دیسفوریای جنسیتی» است. او در فضای آنلاین نام و ضمایر مردانه برگزید، پنهانی با پول توجیبی هفتگی‌اش گن‌های فشرده‌ساز سینه سفارش داد و روایت‌های فن‌فیکشن را جذب کرد که وعده می‌دادند اگر «پسر ترنس» شود، عشق و پذیرش به دست خواهد آورد. در دبیرستان این روند شتاب گرفت: معلمان از دانش‌آموزان ضمایر ترجیحی‌شان را می‌پرسیدند، همکلاسی‌ها شروع کردند او را «او/مذکر» صدا زدن، و درمانگری که ابتدا وسواس فکری‌عملی او را درمان می‌کرد، خیلی زود او را به مشاور «جوانان ال‌جی‌بی‌تی» منتقل کرد که دفترش «پر از پرچم‌های رنگین‌کمانی» بود. جید ظرف یک تا دو جلسه تشخیص دیسفوریای جنسیتی گرفت؛ سپس درمانگر جدید به او گفت وقتی ۱۸ ساله شد می‌تواند با مراجعه به یک آشنا در پلند پرنتهود، بدون رضایت والدین اقدام کند. یک هفته پس از تولد ۱۸سالگی‌اش—در حالی که هنوز دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود و در خانه زندگی می‌کرد—جید وارد پلند پرنتهود شد، به‌اختصار به پزشکی معرفی شد که بلافاصله برای ناهار رفت، و سپس توسط پرستاری که خود را مرد ترنس معرفی می‌کرد، تستوسترون را شروع کرد. برگهٔ «رضایت آگاهانه» که امضا کرد فقط تغییرات ظاهری مانند رویش موی صورت و بازتوزیع چربی را فهرست کرده بود؛ هیچ اشاره‌ای به ناباروری، آتروفی یا دیگر خطرات بلندمدت نشده بود. وقتی جید مشخصاً پرسید آیا این دارو می‌تواند باروری آینده‌اش را مختل کند، پرستار به‌اشتباه به او اطمینان داد که بارور خواهد ماند و حتی ممکن است به روش پیشگیری از بارداری نیاز داشته باشد. جید حدود سه سال روی تستوسترون ماند. اثرات جسمی و عاطفی فوری و ویرانگر بود: از نظر احساسی کرخت شد، بی‌حال و کم‌انرژی، میل جنسی‌اش را از دست داد و احساس می‌کرد «مثل یک زامبی» است. از نظر اجتماعی ساکت و گوشه‌گیر شد؛ معلمان و دوستان این تغییر را متوجه شدند. تا سال ۲۰۲۰، پس از یک تعرض جنسی و در میانهٔ افسردگیِ رو به تشدید، شروع کرد به زیر سؤال بردن گذار. آشنایی با نخستین دوست‌پسرش (که او را فارغ از هویت می‌پذیرفت) هم‌زمان شد با یافتن روایت‌های دترنسیشن در اینترنت، به‌ویژه ویدیویی از دترنسیشنری به نام ال. پالمر که آن‌قدر برایش طنین‌انداز بود که همان لحظه آن را با خواهرش به اشتراک گذاشت. در ژانویه–فوریهٔ ۲۰۲۱ جید بدون نظارت پزشکی، تستوسترون را ناگهانی قطع کرد؛ پلند پرنتهود با وجود اینکه او دیگر به ویزیت‌ها نمی‌رفت، دو سال دیگر هم نسخه را تمدید می‌کرد. دترنسیشن پیامدهای پزشکی خودش را داشت. جید دچار کیست‌های مکرر تخمدان شد که پاره می‌شدند و او را به اورژانس می‌کشاندند، عفونت‌های مزمن قارچی و واژینوز باکتریال، و درد جانکاه دنده که در نهایت به برداشتن اورژانسی کیسهٔ صفرا انجامید—جراح سنگ‌های صفراوی را به اختلال هورمونی ناشی از تستوسترون نسبت داد. او هنوز از بی‌اختیاری ادرار، زدودن روزانهٔ موی صورت، درد گلو به‌سبب پایین‌ماندن دائمی صدا، و مشکلات گوارشی پس از برداشتن کیسهٔ صفرا (IBS، عدم‌تحمل لاکتوز، سندرم دامپینگ با شروع سریع) رنج می‌برد. آزمایش‌های باروری نشان می‌دهد آسیبی پایدار ایجاد نشده، اما این تجربه او را «بی‌قدرت» گذاشته و باعث شده برای نقاط عطف جوانی که تصور می‌کرد به آن‌ها خواهد رسید، سوگواری کند. در تمام این مدت، خانوادهٔ جید حمایت ثابت و پایداری نشان دادند، در حالی که بیشتر دوستان ترنس‌هویتش او را «خائن» نامیدند. او از والدین می‌خواهد به‌جای برخورد تقابلی، صبور و حاضر بمانند و یادآور می‌شود فشار خویشاوندان در ابتدا او را عمیق‌تر به سمت گذار سوق داد. امروز او برای هشدار دادن به جوانان سخن می‌گوید که ناراحتی از بدن در دوران بلوغ امری همگانی است و دلیل قطعی ترنس بودن نیست، و خواستار سازوکارهای حفاظتی بسیار سخت‌گیرانه‌تر پیش از قرار گرفتن هر کودک بر هورمون‌هاست.