بازگشت از گذار: شست‌وشوی مغزی در مدرسه، قلدری، آسیب‌های ناشی از تستوسترون و بهبود

یک درمانگر بعد از 2 سوال به جید تستوسترون داد. اکنون در 21 سالگی، او نابارور، دارای آسیب اندام‌ها است و به دختران هشدار می‌دهد: تغییر جنسیت آسیب غیرقابل برگشت است، نه مهربانی.

نمای کلی

جید مارتین، که از مهدکودک به دلیل بلوغ زودرس مورد آزار قرار میگرفت، به جوامع آنلاین پناه برد که به او گفتند میتواند پسر شود. در ۱۷ سالگی، یک درمانگر پس از دو سوال سطحی، «اختلال هویت جنسیتی» را تأیید کرد و او را به پلن پَرِنتهود فرستاد؛ چند روز پس از ۱۸ سالگی، او شروع به مصرف هفتگی تستوسترون کرد که باعث بیحسی عاطفی، بیحسی جنسی و بیماری جسمی شد. بازگشت به جنسیت اصلی در ۲۰ سالگی باعث تسکین شد، اما همچنین آسیبهای دائمی مانند ترس از ناباروری، کیستهای تخمدان، برداشتن کیسه صفرا و کوچک شدن سینهها را به همراه داشت. اکنون در ۲۱ سالگی، او برای هشدار به دختران ناامن صحبت میکند که تغییر جنسیت پزشکی یک آزمایش است و آسیبهای غیرقابل بازگشتی است که به عنوان مهربانی فروخته میشود.

خلاصه کامل ویدیو

جید مارتین، اکنون ۲۱ ساله، به کلویی کول می‌گوید که او از ۱۲ سالگی شروع به تغییر اجتماعی کرد پس از سال‌ها که به عنوان «دختری بسیار دخترانه» شناخته می‌شد که عاشق شاهزاده‌ها و داستان‌های پریان بود. آزار و اذیت شدید از مهدکودک به بعد—مسخره شدن برای بلوغ زودرس، موهای بدن و رشد سینه‌اش—او را احساس عجیب و شرم‌زده از زن‌بودن کرد. وقتی در ۱۱–۱۲ سالگی تامبلر، اینستاگرام و یوتیوب را کشف کرد، جوامع طرفداران را پیدا کرد که شخصیت‌های مرد را جفت می‌کردند و بزرگسالانی که به او اطمینان دادند که می‌تواند یکی از آن پسرها شود و از جنسیت‌زدگی زنانه فرار کند. تنها و بی‌دوست، او پیام را جذب کرد که تغییر جنسیت راهی به سوی خوشبختی است، شروع به استفاده از نام و ضمیر مردانه کرد، با کارت مادرش یک بند سینه آنلاین خرید و اجازه داد فرهنگ تهاجمی «همه‌چیز LGBT» مدرسه او را به سمت مراحل پزشکی سوق دهد. در ۱۷ سالگی، یک درمانگر که قبلاً او را برای OCD و اضطراب اجتماعی درمان می‌کرد، او را به یک درمانگر جنسیتی ارجاع داد که پس از تنها دو یا سه سوال سطحی، دیسفوری جنسیتی را تشخیص داد و او را به پلن‌پارنتهود فرستاد. جید اعتراف می‌کند که به صورت آنلاین یاد گرفت که به بزرگسالان مقاوم بگوید که بدون تستوسترون خودکشی می‌کند؛ والدینش، که فقط خوشبختی او را می‌خواستند، در نهایت تسلیم شدند. چند روز پس از تولد ۱۸ سالگی‌اش، او به پلن‌پارنتهود رفت، توسط یک پرستار ترنس‌مرد آموزش دید که چگونه تزریق کند و یک برگه سه‌صفحه‌ای دریافت کرد که عمیق شدن صدا و رشد مو را فهرست می‌کرد اما چیزی درباره ناباروری یا نقص‌های مادرزادی نگفت. با وجود اینکه هفته قبل به دوستانش گفته بود که اگر تستوسترون مادر شدن آینده‌اش را تهدید کند، آن را رد می‌کند، اطمینان خاطر بی‌دغدغه پرستار را پذیرفت که «ترنس‌گای‌ها همیشه باردار می‌شوند.» تستوسترون به سرعت او را «مثل یک زامبی» احساس کرد: بی‌احساس عاطفی، بی‌حال، ساکت، حتی چرخه قاعدگی‌اش را از دست داد. احساس جنسی ناپدید شد، استخوان‌هایش درد می‌کرد و قرار گذاشتن به یک نمایش فتیشیست‌ها تبدیل شد که از وضعیت ترنس او برانگیخته می‌شدند. فانتزی تبدیل شدن به یک مرد همجنس‌گرا از بین رفت؛ او متوجه شد که صرفاً در حال بازی یک شخصیت است. در ۲۰ سالگی، پس از ملاقات با یک مرد مستقلی که می‌خواست ازدواج کند و بچه داشته باشد، جید «دترنزیشن» را گوگل کرد، ویدیوهای ال پالمر را پیدا کرد و داستان خودش را تشخیص داد. او به خواهرش زنگ زد، اعلام کرد که تزریق‌ها را متوقف می‌کند و دوباره شروع به پوشیدن لباس‌های زنانه و آرایش کرد. دترنزیشن مانند «بازگشت به خانه» احساس می‌شد، اگرچه با شرم و خجالت برای «رد زن‌بودن» دست و پنجه نرم می‌کرد. جید اکنون با آسیب‌های دائمی زندگی می‌کند—سینه‌های رشد نکرده از سال‌ها بستن، کیست‌های تخمدانی مکرر، برداشتن کیسه صفرا که به شلاق هورمونی نسبت می‌دهد و درد گوارشی مداوم. تلاش برای باردار شدن به عنوان یک تجربه آسیب‌زا ثابت شد زیرا او در حالی که در بیمارستان بود، شاهد زایمان بستگانش بود. با این حال، او می‌گوید که «بسیار خوشحال» است که دوباره به عنوان زن ظاهر می‌شود، یک کسب‌وکار کوچک با حمایت خانواده را اداره می‌کند و شروع به صحبت عمومی کرده است تا «دختران کوچک ناامن» ممکن است یک روایت جایگزین بشنوند. او معتقد است که جریان در حال تغییر است، حضور رو به رشد دترنزیشن‌ها را در اینترنت یادداشت می‌کند و هنوز به رویای کودکی‌اش چسبیده است: «یک شاهزاده جذاب، ازدواج کردن و بچه دار شدن.»