هرگز نباید تغییر جنسیت میدادم
در ۱۸ سالگی پس از یک تماس زوم، با استروژن بیرون رفتم. چهار سال، هفت جراحی و یک فروپاشی روانی بعد، من از انتقال جنسیت بازگشتم—باروری و صورتم برای همیشه تغییر کرده است. نگهبانی دروازه نفرت نیست؛ محافظت است.
نمای کلی
نوآ، ۲۳ ساله، توضیح میدهد که چگونه جوامع ترنسِ آنلاین، راهنماهای ردیت و یک کلینیک مبتنی بر «رضایت آگاهانه» او را به این سمت سوق داد که در ۱۸ سالگی مصرف استروژن را آغاز کند و هفت عمل جراحی فمینیسازی صورت انجام دهد. او پس از چهار سال و نیم دترنزیشن کرد و دریافت که هویت ترنسِ او نه از دیسفوریای واقعی، بلکه از اختلال دوقطبیِ تشخیصدادهنشده، سوءمصرف مواد و انزوای اجتماعی تغذیه میشده است. او اکنون برای سختگیرانهتر شدن غربالگری و محدودیتهای دسترسی برای افراد ۱۸ تا ۲۵ ساله کمپین میکند و هشدار میدهد که نظام فعلی نوجوانان آسیبپذیر را به سوی آسیبهای پزشکیِ برگشتناپذیر سوق میدهد.
خلاصه کامل ویدیو
نوآ، دانشجوی ۲۳ سالهٔ ریاضی، خود را «دترنسیشنر» (کسی که از گذار جنسیتی بازگشته) معرفی میکند؛ او میگوید پس از آنکه در ۱۸سالگی مصرف استروژن را آغاز کرد، چهار سال و نیم بهعنوان یک زن ترنس زندگی کرده است. او در مصاحبه توضیح میدهد که هرگز در کودکی دچار دیسفوریای جنسیتیِ شدید نبوده؛ بلکه «معجونی» از بیگانگی اجتماعیِ خفیف (پسری درسخوان و نِرد بود که از ورزش خوشش نمیآمد)، مرگ سگ خانواده که افسردگیِ نوجوانی را برانگیخت، و مواجههٔ سنگین با جوامع آنلاین ترنس در ردیت و دیسکورد، بهتدریج او را قانع کرد که ترنس است. او از «کتاب مقدس دیسفوریای جنسیتی» (Gender Dysphoria Bible)، «سؤال دکمه» (button question) و سرورهای «شکستن تخممرغ» (egg-cracking) بهعنوان ابزارهایی یاد میکند که به او کمک کردند زندگیاش را از نو روایت کند و تردیدها را خاموش سازد؛ و میگوید ظرف هشت ماه از نخستین بار که پرسید «آیا من ترنس هستم؟»، یک نوبت آنلاینِ «رضایت آگاهانه» برای روز بعد از تولد ۱۸سالگیاش گرفته و با نسخهٔ استروژن از مطب بیرون آمده است. نوآ در دوران دانشگاه در یک تعاونیِ مسکنِ پیشرو و دوستدار کوییر زندگی میکرد، در استارباکس کار میکرد تا واجدِ پوشش بیمه برای جراحیهای زنانهسازیِ صورت شود، و جراحیِ تغییر جنسیتِ پایینتنه را برنامهریزی کرد—اما بارها به تعویق انداخت. او یک جراحیِ واحدِ صورت با هفت عمل انجام داد که شامل کاشت مو در خط رویش، تراش استخوان ابرو، رینوپلاستی، ایمپلنت گونه، لیفت لب، و کوچکسازی چانه بود؛ هرچند نتیجه را «ملایم» توصیف میکند، باز هم از آن پشیمان است. نوآ روایت میکند که اختلال دوقطبی نوع ۱ِ تشخیصدادهنشده، سوءمصرف مواد و انزوای اجتماعی در طول گذار بدتر شد و استروژن باعث مهگرفتگیِ محسوسِ ذهنی در او شد. نقطهٔ عطف زمانی بود که یک فروپاشیِ شدیدِ مانیا/روانپریشی—همراه با هذیانهای مذهبی و توهمات شنیداری—باور او را که میتواند «زن شود» درهم شکست. صداها، که اکنون آنها را ناخودآگاه خود تفسیر میکند، از او میخواستند استروژن را قطع کند؛ پس از قطع، سطح تستوسترونش با کمک یک دورهٔ کوتاه کلومید (Clomid) بهطور طبیعی بازگشت و او حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از کارکرد جنسیِ پیشین را بازیافته و امیدوار است باروری نیز بازگردد. نوآ تأکید میکند که والدینش، هرچند ابتدا ناراحت بودند، در نهایت با متقاعد کردن او به تعویق جراحیِ پایینتنه تا پس از پایان دانشگاه، او را از آسیب عمیقتر نجات دادند. او تنها یک ماه پیش از مصاحبه، دترنسیشن خود را علنی کرده و اذعان میکند هنوز خشمِ باقیماندهای نسبت به آنچه «ایدئولوژیِ از نظر فکری نامنسجم» مینامد دارد؛ ایدئولوژیای که به نوجوانان وعده میدهد میتوانند جنسیت زیستی را تغییر دهند. در حالی که تأکید میکند ضدترنس نیست، خواهان سختگیری و غربالگریِ بیشتر برای گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال است و هشدار میدهد نظام فعلی او را به سوی پزشکیسازیِ مادامالعمر سوق داده است. او اکنون داستانش را در تیکتاک و یوتیوب با نام کاربری «۴۰ روز باران» (40 days of rain) به اشتراک میگذارد، به امید آنکه به دیگر جوانانی برسد که مانند او ممکن است در جوامع آنلاین غرق شده باشند و در حال پرسش از این باشند که آیا گذار واقعاً انتخاب درستی برایشان هست یا نه.