متوقفشده بهواسطهٔ گذار | داستانی از بازگشت از گذار
در 15 سالگی پزشکان من را «کاندیدای ایدهآل» برای مسدودکنندهها نامیدند. پنج سال بعد، من اخته، با درد مزمن و هنوز در فکر خودکشی از خواب بیدار شدم. تنها چیزی که مرا به زندگی بازگرداند تستوسترونی بود که آنها قسم خورده بودند سم است.
نمای کلی
کوب، یک مرد همجنسگرای 20 ساله، تعریف میکند که چگونه مسدودکنندههای بلوغ در 15 سالگی و استروژن در 16 سالگی—که پس از غربالگری سطحی تأیید شدند—او را به افسردگی شدید، رشد فیزیکی ناقص و بیماری مزمن پس از انجام ارکیدکتومی توسط یک جراح جنسیتی تازهکار دچار کردند. تنها زمانی که دوباره دوز پایین تستوسترون را شروع کرد، انرژی، حافظه و میل به زندگی بازگشت و او را متقاعد کرد که تحت 'خودآزاری پزشکی' قرار گرفته است. او اکنون برای هشدار به دیگر پسران همجنسگرای زنانه صحبت میکند که تغییر جنسیت به عنوان عشق فروخته شد در حالی که منجر به انزوا، درد و از دست دادن دائمی باروری شد.
خلاصه کامل ویدیو
کوبه، مرد همجنسگرای 20 ساله، توضیح میدهد که چگونه نوجوانی خود را به دنبال انتقال پزشکی گذراند پس از اینکه به او گفته شد این کار افسردگی و دیسفوریای جنسیتی او را درمان میکند. او از هشت سالگی در اینترنت بزرگ شده بود و در 11 سالگی یوتیوبرهای ترنس را کشف کرد و به سرعت تصمیم گرفت که تبدیل شدن به یک زن تنها راه فرار از زورگوییهایی بوده که به عنوان یک پسر زنانه و شادپوش با آن مواجه بود. با تشویق انجمنهای اینترنتی و زنان ترنس مسنتری که اکنون آنها را اتوژینفیل میداند، او در 13 سالگی ابتدا به عنوان غیر باینری آشکارسازی کرد و به یک کلینیک جنسیتی ارجاع داده شد. در 15 سالگی داروی مسدودکننده بلوغ لوپرون را دریافت کرد (هر دو سال 47,000 دلار، تحت پوشش بیمه) و در 16 سالگی استروژن را شروع کرد. او به خاطر میآورد که پزشکان فقط سوالات سطحی پرسیدند—«چند وقت است که احساس دختر بودن کردی؟»—و هرگز به بررسی آسیبهای روحی یا همجنسگراستیز درونی نپرداختند. با وجود برچسب «کاندیدای ایدهآل» خوردن، کوبه میگوید که مسدودکنندهها او را به یک مه پنج ساله از خودکشی، خودآزاری، اختلالات خوردن و بستری شدن در بیمارستان فرو برد در حالی که پزشکان اصرار داشتند که رنج او اثباتی است بر نیازش به انتقال بیشتر، نه کمتر. پس از یک جراحی اخیر دوطرفه ارکیکتومی—که توسط یک اورولوژیست انجام شد که هرگز جراحی جنسیتی انجام نداده بود—کوبه با احساس «قطع عضو شده» و همچنان خودکشیگرا از خواب بیدار شد. این عمل او را با درد مزمن، مشکلات ادراری و از دست دادن دائمی باروری مواجه کرد. چند روز پس از شروع ژل تستوسترون با دوز کم (تجویز شده توسط یک پزشک دیگر)، او میگوید که انرژی، حافظه و میل به زندگیاش بازگشت، که او را متقاعد کرد که خودش را با کمک پزشکی آسیب زده است. او استروژن را قطع کرد، موهای بلندش را کوتاه کرد، لباسهای مردانه خرید و به یک گروه حمایتی آنلاین از مردان دترنس به رهبری ریچی پیوست. کوبه اکنون قصد دارد بهبود جسمی خود را در یوتیوب مستند کند، و اشاره میکند که هیچ تحقیقی بالینی درباره معکوس کردن سرکوب بلوغ کودکی وجود ندارد و استخوانها، صدا و قامت کلی او همچنان کند شده باقی ماندهاند. او صریحاً درباره غم ندانستن اینکه بدن مردانه بالغش چگونه به نظر میرسید و چالش دوستیابی مردانه پس از سالها انزوا و زنستیز صحبت میکند. تصمیم کوبه برای صحبت عمومی تاکنون واکنشهای تندی از همه طرفها داشته است: فعالان ترنس که به او میگویند دوباره تغییر جنسیت دهد یا بمیرد، فمینیستهای رادیکالی که اصرار دارند او هرگز زن به نظر نمیرسد، و نظر دهندگان دست راستی که ظاهر او را مسخره میکنند. او میگوید حاضر است این واکنشها را تحمل کند اگر حتی یک پسر همجنسگرای زنانه را از تکرار مسیرش بازدارد. در آینده، او میخواهد زیستشناسی بخواند، به باشگاه برود وقتی سطح تستوسترونش تثبیت شد و با یک درمانگر مرد کار کند تا آسیبهای روحیاش را پردازش کند. برای حال، او روی «فقط یک مرد بودن» تمرکز دارد بدون تلاش برای اجرای مبالغهآمیز مردانگی، زندگیاش را «روز به روز» میگذراند و داستانش را به اشتراک میگذارد تا مردان دترنس دیگر بدانند که تنها نیستند.