کلمنتاین برین از پزشک مشهور حوزهٔ جنسیت پس از گذار پزشکی شتابزده شکایت کرد
در ۱۲ سالگی، یک مشاوره ۲۸ دقیقهای به من بلوککنندههای بلوغ داد. تا ۱۴ سالگی ماستکتومی کردم. پزشکان سوءاستفاده جنسی و روانپریشی من را نادیده گرفتند. حالا ۲۰ سال دارم، از تغییر جنسیت برگشتهام و بهخاطر سالهای ازدسترفته که نمیتوانند بازگردانند، از آنها شکایت میکنم.
نمای کلی
کلمنتین برین، اکنون ۲۰ ساله، پس از تنها یک ویزیت ۲۸ دقیقهای در سن ۱۲ سالگی توسط دکتر جوآنا اولسون-کندی، به سرعت از طریق انتقال پزشکی گذر کرد. مسدودکنندههای بلوغ، تستوسترون و یک ماستکتومی دوطرفه در عرض دو سال پس از آن انجام شد، علیرغم سوء استفاده جنسی مستند و روانپریشی فزاینده. پس از درمان متمرکز بر تروما، او از انتقال بازگشت، از پزشک شکایت کرد و در حال بازیابی سلامت و هویت خود است.
خلاصه کامل ویدیو
کلمنتاین برین که اکنون ۲۰ سال دارد، گذار پزشکی خود را در ۱۲سالگی تحت مراقبت دکتر جوآنا اولسون-کندی آغاز کرد؛ پزشک برجستهٔ حوزهٔ درمانهای جنسیتی در لسآنجلس که برای مطالعهٔ بلوککنندههای بلوغ یک کمکهزینهٔ فدرال ۶ میلیون دلاری دریافت کرده بود. پس از تنها یک جلسهٔ مشاورهٔ ۲۸ دقیقهای، اولسون-کندی «ناراحتی جنسیتی» را تشخیص داد و بلوککنندههای بلوغ تجویز کرد و به خانواده گفت که بهتعویق انداختن درمان، افسردگی کلمنتاین را بدتر خواهد کرد. ظرف یک سال، درمان با تستوسترون تزریقی برای او آغاز شد و در ۱۴سالگی—در حالی که هنوز کلاس هشتم بود—تحت عمل ماستکتومی دوطرفه قرار گرفت. کل این روند، از نخستین مراجعه به کلینیک تا جراحی غیرقابل بازگشت، در حدود دو سال رخ داد. در این دوره تنها مداخلهٔ درمانی از سوی سوزان لندون، درمانگری که اولسون-کندی معرفی کرده بود، انجام شد؛ جلساتی که کلمنتاین آنها را گفتوگوهای «سطحی» دربارهٔ ضمایر و پوشش توصیف میکند، نه کاوش دربارهٔ آزار جنسیای که در کلاس اول تجربه کرده بود یا خشونت خانگی مزمنی که در خانه شاهدش بود؛ خشونتی که بهگفتهٔ او بهدلیل برادر بزرگترِ بهشدت اوتیستیک و گاه خشونتورزش رخ میداد. تقریباً بلافاصله پس از جراحی، سلامت روان کلمنتاین فروپاشید. او دچار بیخوابی شدید، هذیانهای پارانوئید، توهمات شنیداری و دیداری و چیزی شد که خود او و بعدها روانپزشکان آن را «روانپریشیِ القاشده توسط تستوسترون» نامیدند. او شروع به خودآزاری کرد و اقدام به خودکشی داشت، با این حال هیچ پزشکی—نه اولسون-کندی، نه لندون، و نه روانپزشک بیرونی که داروهای ضدروانپریشی او را مدیریت میکرد—هرگز پیشنهاد قطع تستوسترون را مطرح نکرد. در عوض، وقتی تزریقها برایش غیرقابل تحمل شد، کلینیک او را به ژل تستوسترون منتقل کرد تا بتواند بدون سوزنهایی که خودآزاریاش را تحریک میکرد «روی T بماند». در ۱۷سالگی، اولسون-کندی احتمال انجام هیسترکتومی را مطرح کرد؛ رویدادی که کلمنتاین آن را نخستین لحظهای میداند که احساس کرد «این دیگر زیادی است». در تمام این مدت، شکایتهای ثبتشدهٔ او از روانپریشی، بریدن بدن و امتناع از رفتن به مدرسه در یادداشتهای کلینیک بهعنوان «اضطراب» کماهمیت جلوه داده شد و هشدارهای مکرر خانوادهاش مبنی بر اینکه تصمیمهای بزرگ پزشکی باید تا رسیدگی به تروماهای خانه به تعویق بیفتد، بیربط تلقی و رد شد. دترنسیشن (بازگشت از گذار) تنها پس از آن آغاز شد که او سرانجام وارد درمان دیالکتیکی-رفتاریِ متمرکز بر تروما (DBT) و درمان مواجههٔ خیالی شد؛ درمانهایی که به او کمک کرد تشخیص دهد ناراحتیاش از زنانهبودن ریشه در PTSD دارد، نه ناراحتی جنسیتی. وقتی در سال ۲۰۲۴ مصرف تستوسترون را بهتدریج کاهش داد، بیخوابی، خشم و گسستگی فروکش کرد؛ او شروع به تجربهٔ هیجانهای طبیعیِ برآمده از استروژن کرد و برای نخستین بار احساس «شفافیت ذهنی» داشت. پس از ماهها تأمل، به والدین و دوستانش گفت که یک زن است و سپس به سراغ بازسازی پستان رفت—تجربهای که آن را فوراً التیامبخش توصیف میکند، برخلاف ماستکتومیای که زمانی آن را «مثل یک نوزاد» در خواب گذرانده بود. کلمنتاین از آن زمان علیه اولسون-کندی طرح دعوی کرده و مدعی است که او با سهلانگاری، مداخلات پزشکیِ غیرقابل بازگشت را با شتاب پیش برده و بهطور نظاممند تاریخچهٔ تروما و وخامت شدید روانپزشکی او را نادیده گرفته است.