داستان بازگشت از تغییر جنسیت و سفری که پس از آن آغاز شد

در ۱۹ سالگی هورمون‌ها را خودسرانه مصرف کردم، به دنبال تعلق خاطر. پنج سال بعد، از تغییر جنسیت برگشتم، کنسل شدم و هنوز در حال جبران آسیب‌ها هستم. هیچ‌کس به شما هشدار نمی‌دهد که وقتی خیال پایان می‌یابد، 'جامعه' ناپدید می‌شود.

نمای کلی

کالوین لانت سه سال و نیم زندگی به عنوان یک زن ترنس را روایت می‌کند، که نه ماه از آن را پس از انتظار طولانی در کلینیک، به خوددرمانی با هورمون‌ها گذرانده است. او توضیح می‌دهد که چگونه درگ و تأیید آنلاین به جستجویی برای «ادغام شدن» تبدیل شد، چگونه با فیلم‌برداری از مکالمه دردناک خود با مادرش آشکار شد، و چگونه پس از بازگشت به جنسیت اولیه، توسط همان جامعه‌ای که زمانی او را جشن گرفته بود، کنار گذاشته شد. اکنون که پنج سال از قطع هورمون‌ها می‌گذرد، او با نگاه به درون خود به جای تغییر بدنش، به پذیرش خود دست یافته است.

خلاصه کامل ویدیو

کالوین لونت ویدیو را با حالتی آشکارا تحت فشار شروع می‌کند — نفس‌نفس می‌زند، می‌لرزد، پاهایش را به سمت دوربین بالا می‌برد — قبل از اینکه خود را جمع کند و دوره سه سال و نیم زندگی خود به عنوان یک زن ترنس را بازگو کند. نه ماه از این دوره را پس از یک «لیست انتظار بسیار طولانی» برای کلینیک هویت جنسی، به خوددرمانی با هورمون‌ها گذراند؛ او دوزها را بررسی کرد، با پزشک عمومی خود مشورت کرد و هر مرحله را در شبکه‌های اجتماعی ثبت کرد. کالوین توضیح می‌دهد که اولین حس «تفاوت» او ناشی از بودن یک پسر دوجنسیتی و به‌وضوح زنانه در جامعه‌ای عمدتاً سفیدپوست بود. درگ به اولین پناهگاه او تبدیل شد: «بزرگ‌ترین ماسک ممکن»، جایی که می‌توانست «تا حد ممکن همجنس‌گرا و تا حد ممکن پرسر و صدا» باشد در حالی که هنوز پنهان بود. هیجان اجرا به سوالات جنسیتی تبدیل شد؛ کلاه‌گیس‌ها، کرست‌ها و زنانگی اغراق‌آمیزی که روی صحنه می‌پوشید به تدریج به هدف روزمره «ادغام در جامعه» به عنوان یک زن تبدیل شد. اعلام عمومی به مادرش — که بدون اطلاع او فیلمبرداری شد — سردرگمی‌ای را نشان می‌دهد که کالوین اکنون تماشای دوباره آن را دردناک می‌داند. در این کلیپ به او می‌گوید: «فقط می‌خواهم سینه داشته باشم»، و اعتراف می‌کند: «هیچ‌چیزی از چیزی که می‌گویم نمی‌دانم.» او به یاد می‌آورد که به خاطر صداقت در فضای مجازی مورد تحسین قرار گرفت، در حالی که در خلوت احساس می‌کرد «یک بچه سردرگم … خودم را به دنیا نشان می‌دهم … بدون اینکه چیزی بدانم.» این تایید احساسی مست کننده داشت: غریبه‌ها او را تحسین می‌کردند، مردان او را جذاب می‌یافتند و برای اولین بار احساس می‌کرد که «تعلق دارد.» با این حال، این سرخوشی موقتی بود؛ انتظاراتی که از زن بودن داشت «به آن شکل برآورده نشد.» پنج سال پیش او به آرامی مصرف هورمون‌ها را متوقف کرد، بخش زیادی از ردپای دیجیتال خود را پاک کرد و «عمومی» با بازگشت به جنسیت قبلی خود مواجه شد. همان جامعه‌ای که زمانی او را جشن گرفته بود، او را «لغو» کرد: مکان‌ها درهای خود را بستند، دوستان ترنس ناپدید شدند و او خود را از هویتی که وعده یک شروع تازه را داده بود، تبعید شده یافت. از آن زمان، تمرکز کالوین به درون معطوف شده است. اکنون که در مقابل آینه ایستاده است، می‌تواند «زیبایی خود» را بدون کلاه‌گیس یا فیلترها ببیند. درمان، مطالعه و تأمل تنها به او کمک کرده‌اند تا زخم‌های کودکی — نژادپرستی، شرم از همجنس‌گرایی، دینامیک خانواده — را از این باور که او به معنای واقعی کلمه زن بوده است، جدا کند. او دیگر هر ویژگی غیرمتعارف را به عنوان اثبات یک زن یا مرد درونی تفسیر نمی‌کند؛ در عوض آن‌ها را به عنوان «شرایطی که در کودکی بر من تحمیل شده‌اند» می‌بیند. سفر بهبودی ادامه دارد — «همیشه درباره درون‌نگری است» — اما فوریت برای بازسازی خود جای خود را به آرزویی پایدارتر داده است: فقط بفهمد و کالوین را بپذیرد.