چرا بازگشت از تغییر جنسیت پس از ۲۵ سال درمان‌کننده‌ترین کاری بود که انجام داده‌ام

بعد از 27 سال مصرف استروژن، بعد از ماستکتومی بیدار شدم و فهمیدم: بریدن بدنم هرگز درمان نبود—بازگشت به حقیقت است. انتقال پزشکی به من اجازه داد پنهان شوم؛ بازگشت به زندگی واقعی به من اجازه داد زندگی کنم.

نمای کلی

سام، 50 ساله، 27 سال زندگی به عنوان یک زن را پس از انتقال پزشکی در 25 سالگی توصیف می‌کند. سوء استفاده شدید دوران کودکی باعث شد او زنانه‌بودن را با امنیت برابر بداند؛ هورمون‌ها و جراحی به نظر او مانند "خودآزاری جراحی" بود که موقتاً اعتبار مورد نظر او را فراهم می‌کرد. هفت سال پیش او از نظر عاطفی آغاز به بازگشت کرد؛ این فوریه او ایمپلنت‌های سینه را برداشت و آن را "شفابخش‌ترین کاری که تا به حال انجام داده" نامید، پذیرفت که او "مردی با تاریخچه‌ای عجیب" است.

خلاصه کامل ویدیو

سام، مردی در دهه‌ی پنجاه‌سالگی خود، ویدیو را با این توضیح آغاز می‌کند که تاکنون از صحبت درباره‌ی بازگشت از تغییر جنسیت خودداری کرده است، زیرا نمی‌خواهد برای همیشه با داستان آسیب‌زایی که دهه‌ها به خود گفته است، تعریف شود. با این حال، او موافقت می‌کند که روایتی کوتاه و "صریح" ارائه دهد تا دیگران بتوانند دیدگاهی از "گروهی از افرادی که تغییر جنسیت داده‌اند و از آسیب‌ها فرار می‌کنند" بشنوند. او تأکید می‌کند که فقط درباره‌ی خودش صحبت می‌کند، نه درباره‌ی بینندگانی که خود را ترنس می‌دانند. او از کودکی پر از بی‌توجهی شدید و سوءاستفاده‌ی جنسی می‌گوید که باعث شده بود احساس کند "از درون تکه‌تکه شده است." با بدن نشسته و پوشیده از زخم، او یک نفرت عمیق از خود را درونی کرد و شروع به برابر دانستن زنانگی با امنیت کرد: زمین بازی دختران محافظت‌شده و ملایم به نظر می‌رسید، در حالی که زمین بازی پسران "بتنی" و خشن بود. پوشیدن لباس‌های مادرش به یک استراتژی مقابله‌ای عادتی تبدیل شد—"پوشاندن خود با مادرم" برای یافتن لطافت و تمامیت. بعدها، در جستجوی تعلق، خود را به مردی مسن‌تر و خشن گره زد که از او سوءاستفاده کرد و آسیب‌ها را تشدید کرد. تا اوایل بیست‌سالگی، پس از خیانت‌های مکرر و مواجهه با مرگ، سام دچار بی‌اشتهایی عصبی شد تا ناپدید شود و از طریق افزایش ویژگی‌های دو جنسیتی، همان راه فراری را یافت که در کودکی استفاده کرده بود: تغییر جنسیت. سام تغییر جنسیت پزشکی در ۲۵ سالگی را به عنوان "خودآزاری جراحی" و "نابودی پسر منفور" توصیف می‌کند، اما همچنین به عنوان "بزرگترین موفقیت زندگی‌ام" زیرا تأییدی را که هرگز دریافت نکرده بود، به او داد: پدرش برای اولین بار او را در آغوش گرفت، غریبه‌ها مهربان بودند و او احساس "ارتباط اقیانوسی" با حوزه‌ی عاطفی‌ای کرد که تحت تأثیر تستوسترون در دسترس نبود. برای ۲۷ سال به عنوان یک زن زندگی اجتماعی کرد، با استروژن مصنوعی حمایت شد، اما در نهایت متوجه شد که "یک پسر بچه‌ی سردرگم است که وانمود می‌کند زن است که وانمود می‌کند زن است." نقض جنسی، که در بزرگسالی تکرار شد، بازتابی از صمیمیت تحریف‌شده‌ای بود که در کودکی آموخته بود. مکانیسم مقابله‌ای که زمانی او را نجات داده بود، به شکلی دیگر از خودآزاری تبدیل شده بود. بازگشت از تغییر جنسیت هفت سال پیش در حوزه‌ی عاطفی و ذهنی آغاز شد و در فوریه‌ی امسال به اوج رسید، زمانی که سام تحت عمل جراحی قرار گرفت تا بافت سینه‌ای را که به عنوان "حضور نمادین مادر خودم" می‌دانست، بردارد. لحظاتی قبل از عمل، تقریباً فرار کرد، از کلمه‌ی "مردانه‌سازی" ترسیده بود، اما پس از بیدار شدن از عمل، می‌دانست که این "شفابخش‌ترین کاری است که تا به حال انجام داده است." او اکنون تأکید می‌کند که جوهر بر شکل مقدم است: "من مرد هستم... مردی با تاریخچه‌ای عجیب." حتی به عنوان یک خواجه، احساس نمی‌کند کمتر مردانه است، زیرا مردانگی آناتومی نیست، بلکه جوهر است. سام با بازتعریف بازگشت از تغییر جنسیت به عنوان تنها یک فصل در فرآیند مداوم پذیرش رادیکال خود، ویدیو را به پایان می‌رسد. او می‌گوید که بهبودی نیاز به والدین‌داری کودک درون زخمی با لطافت دارد، نه اینکه بی‌پایان "سعی در اصلاح" چیزی کنیم که هرگز شکسته نبوده است. او هنوز صدای قدیمی شرم را می‌شنود، اما این صداها دیگر او را کنترل نمی‌کنند. او از کمک‌های مالی که به او کمک کردند تا از یک فروپاشی چهار ساله و از دست دادن تمام امنیت مالی جان سالم به در ببرد، سپاسگزار است و اکنون با راه‌اندازی سگ‌ها درآمدی ناچیز دارد و در ارتباط ساده و صادقانه، ثروت می‌یابد.